loading...

The In-house programmer

اینجا سابقا یک جونیور می نوشت

بازدید : 101
يکشنبه 19 مهر 1399 زمان : 0:38

اولین باره در هفت هشت روز گذشته از خواب بیدار میشم و سردرد ندارم. اتاق خیلی سرده. باید برای پنجره‌ها درزگیر بگیرم ولی نمیدونم چی باید بگیرم.

هنوز نمیدونم میخوام پارکر رو ببینم یا نه. زیاد روی مود خوبی نیستم. صبح با آواز جناب خان بیدار شدم! الان هم یه آهنگ بلند گذاشته. دیشب ساعت یک و نیم خوابیدم. باگی که داشتم حل نشد. اسم یه ستون رو عوض کردم گیر میده بهش. هیچ نمی‌فهمم چرا.

دلم بارون میخواد که برم تنها زیرش قدم بزنم. باید زنگ بزنم مشاوره بگم نمیام. بعید میدونم جواب بدن.

کاش باگ لعنتی حل شه. میخوام تست بنویسم. دیشب یکی نوشتم دیدم میشه!

فکر میکنم یه هفته نبینمش کلا از یاد می‌برمش این جوریه؟!

+ باورم نمیشه! یه trigger بود. فعلا disable اش کردم تا بعد ببینم چی به چیه.

+ جلسه ششم، مرحوم سیروس قایق ران

هر دو کمی‌به حالت قهر/کج خلقی رو به رو شدیم. سر حرف‌هایی که توی واتس اپ زده بودیم بحث رو شروع کردیم. خیلی منو به چالش می‌کشه. همیشه من همه رو به چالش میکشیدم! امروز رگه‌هایی از بزرگتر بودنش رو دیدم! از من خیلی پخته تر فکر میکرد توی بعضی مسائل.

کلی راه رفتیم و بعد از یه کافه توی فاطمی‌سر در آوردیم. خیلی حرف زدیم امروز. حدود 5 ساعت. تا الان 20 ساعت.

بیش از حد عالی به نظر می‌رسه! فقط مسئله مادرش رو مطرح کرد که باید حواسم رو جمع کنم. کمی‌ذهنم رو درگیر کرده. و البته مسئله باز سربازی اش.

امشب بشدت خسته ام. اونقدر خسته که حال ندارم کد رو بریزم روی فلش برای فردا. تصمیم دارم کلا لپ تاپ رو ببرم.

گاهی فکر میکنم اگه بالای 5 ثانیه در سکوت نگاهش کنم یه اتفاقی می‌افته. مثلا قبلم می‌ایسته!

آه. خدایا. چطور شد؟ می‌سپارمش تمام دست خودت. من هیچ نمیدونم.

باید فکر کنم به دغدغه‌هام.

خارج از اعتقاد ...
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 1

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :