loading...

The In-house programmer

اینجا سابقا یک جونیور می نوشت

بازدید : 72
يکشنبه 12 مهر 1399 زمان : 14:37

ترموستات بدنم از کار افتاده به کل. یک لحظه شدید گرمه و یه لحظه بعد سرد!

کاپشن عزیزم اصف مونده. برای این هوا خوب بود. دلم بارون میخواد.

امروز اصلا کار نکردم. 5 ساعت به پروژه بدهکارم. گذاشتم برای فردا. در عوض ویدئوی اول‌هادی رو دیدم و تازه دوره اش کامل نیست. تا الان هم چیز جدیدی برام نداشته. کلی خوابیدم. از دیشب خبری از پارکر نیست. منم سراغش رو نگرفتم. جمعه‌ها معمولا نیستش. نمیدونم هیچ دوست دارم فردا ببینمش یا نه.

باید به خودم یاد آوری کنم که دست از بازی کردن نقش قربانی بردارم. که من در کنترل زندگی خودم و انتخاب‌های خودم هستم. که جای نگرانی نیست.

الان که از اون pick احساسی گذشتم نمیدونم فردا میخوام برم پیش مشاور چی بگم. البته بد هم نیست. میتونم کمی‌rational تر حرف بزنم.

مامان با عروس دعوا کرده گفته بیخود میخواین برین چادگون!

امروز یه roadmap جدید برای زندگی ام در 6 ماه بعد رسم کردم. خیلی با determination اول صبح بیدار شدم و نوشتم. و بی شک به وقوع می‌پیونده. عکسش رو میذارم اینجا. آخر کار توصیف چیزهایی که در دنیای کارم میخوام، با کمی‌تردید و فکر، پارکر رو هم اضافه کردم. و فرانسه رو.

پارکر. فکر نمیکنم به نتیجه برسه این ارتباط.

+ دوره دزدی ام نصفه است :( به‌هادی ایمیل دادم ببینم چی میشه.

God, why men are this clingy?
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 1

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :